ماه بهمن ماه تو دوباره رسید تولد تو به رخم می کشد تولدت تنهایی ام را ونیز آشکارا می کند خاموشیم را هرسال که به چهاردهم ماهت می رسم بگذشت خاطره ها می رسم
رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده
شب مانده است وبا شب تاریکی فشرده
کولی کنار آتش رقص شبانه ات کو
شادی چرا رمیده آتش چرا فسرده
رفت آنکه پیش پایش دریا ستاره کردی
رفت آنکه پیش پایش دریا ستاره کردی
چشما
ای رقیب اگر یار او شدی همچو من مهربان شوترک او مگو، در وفای او، یکدل و یکزبان شو
آن که همچو جان میپرستمش آرزوی تو داردآن که بسنه ام دل به موی او دل به سوی تو دارد
ای رقیب اگر یار او شدی همچو من مهربان